عبد الحسين ميرزا فرمانفرما

182

مسافرتنامه كرمان و بلوچستان ( فارسى )

متعفّن و بدخوار است كه خود بلوچها با كثافت بشره غالبى از آن برنج نمىخورند و به عوض جو به اسب و اولاغ هم مىدهند . نخيلات اينجا قريب چهارده هزار [ است ] و جزئى باقلا و ذرّت هم زراعت مىكنند . مالكين بنت از اهالى گه و با مزارعان و ساير ساكنين متفرقه قريب صد و پنجاه [ 203 ] خانوار [ اند ] . بعضى در خانه‌هاى تيرپوش و برخى در كتوك نشيمن مىكنند . قلعهء رعيتى بسيار خوبى دارد كه خانه‌هاى دوطبقه بالاى هم ساخته [ اند ] . و رؤساى آنها در همان قلعه ساكن [ اند ] و امير مهيم خان ضابط محلّ مزبور نيز در آنجا نشيمن مىكند و فى حدّ نفسه جاى تميز بسيار خوبى است . قاضى بنت ملّا مراد محمّد و ريش‌سفيد آن كدخدا حيدر و مالياتش جزو جمع امير مهيم خان سرهنگ است . و هواى اين نقطه از فنّوج يكى دو درجه گرمتر و در كوهستان واقع است . ولى كوههاى اطراف محقر و يكى دو فرسنگ فاصلهء آنها با بنت است و به اين جهت چندان هوايش خفه نيست و غير از گرمى مفرط و پشهء زياد عيب ديگر ندارد و از رطوبت مبرّاست . و رودخانهء مزبوره هم به‌طرف چپ بنت مىافتد و چنان كه سابقا ذكر شد از ثلث فرسخ زير بنت به طرف دشت پيچيده و به خليج فارس ملحق مىشود . از بنت خطّى به جنوب شرقى جدا شده و به گه مىرود و از اينجا تا گه تقريبا بيست فرسخ و غير از دو سه فرسخ اول كه قدرى سراشيب است مابقى رو به فراز و جزئى سنگلاخ است و ميان منزلش مزرعهء شهريارى است . و از بنت تا شهريارى نه فرسخ [ است ] و همين‌كه ثلث فرسخ بگذرى به رودخانهء سابق الذكر مىرسد و از رودخانهء مزبوره رد شده تا منزل به هيچ وجه آب و آبادى نيست . ولى اطراف راه علوفه از قبيل درمشو و پوتار و بون و كنار و كلته بسيار و آهو و شكار كوهى نيز فراوان است . مزرعهء شهريارى 296 مزرعهء شهريارى - آبش از چشمه [ 204 ] و گواراست و تخمينا دو سه خروار غلّه و ذرّت در آنجا به‌عمل مىآيد و معادل صد اصله نخل هم دارد و مالكين آنجا از اهالى لاشار [ اند ] و خلقش به همه‌جهت سه چهار خانوار و در كتوك سكنى دارند و مالياتى بر آن بسته نشده است و اطراف اين مزرعه هم از علوفهء سابق الذكر بسيار و چون تل و ماهور و به كوههاى اطراف هم نزديك است . آهو و شكار هردو به هم مىرسد و كبك و تيهو نيز دارد . از شهريارى تا گه پانزده فرسخ [ است ] و راهش كلية نشيب و فراز نيست . ليكن